|
می دانم در این انقلاب ،تنها گنجشکان ، در کنار ِ من خواهند بود !
|
پَستی ،
پَستی زندگی !!!!
که نمی توانند از دستش بگریزند ،
نمی توانند فریاد بکشند ،
نمی توانند نبرد بکنند ،
زندگی احمق!!
صادق هدایت
........................
ته دریا سرد است !!*
من مرجان و پری دریایی رو دوست تر دارم
پسرهمسایه دیشب ، خواهرش مرجان رو
با چند تا عکس پری ،
دختر همسایه ی دست چپی عوض کرد
مادرم می گه: : تو دست چپ و راستت رو نمی شناسی
اما من به انگشت همسایه ی سبابه ی دست چپم
که اسیر گردی یک حلقه است ، ور می رم !!
همیشه دوست داشتم فرصتی دست می داد تا فروتنی را تمرین کنم
اما همواره به خاطر می آورم که من مهم تر از آن هستم که اوقاتم را صرف چنین اموری کنم.
اسحاق سینگر

من !!!!!
ـــــ.......
دیروز پدر بزرگ عمرشُ داد به مترسک
تا به کلاغ ها خیانت نکنه
امروز مترسکُ دارش زدند
تا به مزرعه خیانت نکنه
اگه من خودم به خودم خیانت کنم !
بعد ازمن کلاه و کت چل تیکه مال کیه ؟
اما نمی دانم خودم کی هستم .
چشم من بیش از حد به خودم نزدیک است .
من آن کسی که می بینم نیستم ، و می دانم اگر از خودم دور تر بودم ،
یا در واقع، به اندازه ی دشمن خودم از خودم دور بودم، برای خود مفید تر بودم .
نزدیکترین دوست من از من خیلی دور است .
باید میان من و او حد متوسطی پیدا شود،
آیا می فهمی چه می خواهم ؟
فرید ریش نیچه

وشعرم...
ـــــــــــــــــ
در سرم درد می کنی و
درد سر می شوی
تا سر به سرم بگذاری و
سراسیمه!
"من بی تو نمی توانم هایت! "
مصلوبم
به صلابت دستانت
وقتی سار ها
قار شدند و
غربت !
بر گَردان مرا بر گرده ی باد بگذار
تا اندامت
گره
گره
در من کور شوند و به سر کردگی چشمانت
بگریند
شمع ها از فرط بی تابی ات
بی خوابی می کنند
نفس بزن !
ستاره ها تار می زنند
تا شب تاب ها
پروانگی کنند و
بی پروا
دوستت
داشته باشند .